سلام بر تو اي بهار خلايق و خرمي روزگار!


بسم رب المهدی

 السلام عليک يا ربيع الأنام و نضره الأيام

سلام بر تو اي بهار خلايق و خرمي روزگار!


مولایم ما را ببخش که یک عمر چه کودکانه نشستیم و انتظار کشیدیم تا صدای شلیک یک توپ ، نوید آمدن بهار را سردهد.

ای صد افسوس که تو بهار بودی ومن بی تو هر فروردینم دی  بود و نمی دانستم.

صادق (ع) آل محمد(ص) فرموند: که  نوروز و  اول بهار روزی است که ما توقع فرج حضرت مهدی (عج) را داریم.

 


کودک که بودم پدرم جمعه ها صبح درب خانه را آب و جارو می کرد تا  اگر مولا از آن حوالی عبور کند ...

و نو روز هر باره این حس را در من زنده می کند

مردمی را می بینم که سراسر شوق و شورند ، خانه تکانی می کنند و لباس های نو برتن...

اما برای چه ؟ برای که ؟

اینان منتظرند تا  بهار شود ؟

سالهاست می اندیشم که هنگام بهار مگر چه می شود که اینگونه به هم می ریزیم ، مهربان می شویم، به سراغ هم می رویم و از همه مهمتر منتظر می شویم...

انتظار ...

سالهاست به لحظات سال تحویل و یک دقیقه ای که قبل از حلول سال نو همه ساکتند و نفس ها را در سینه حبس می کنند می اندیشم!

و هر ساله هیچ اتفاقی نمی افتند!!!

کجایی ای  ربيع الأنام و نضره الأيام

نمی دانم ،  شاید از گذشته به ایرانیان اینگونه آموختند تا رزمایش ظهور برگزار کنند ...

وصد افسوس که ره گم کردیم و انتظار خورشید را کشیدیم و حال آنکه تو خود خورشید بودی و ما ندانستیم.

ای کاش دقایقی تمام نفس ها برای تو حبس می شد و همه با هم زمزمه می کردند دعای عهد و ندبه و فرج را ...

و ای کاش هفت سین مان را در جمکران می گستردیم

و در آن به جای سفره ، "سجاده ای" می انداختیم به گستردگی زمین...

و"ستاره ای" از آسمان به زیر می کشیدیم به یاد تو...

و "ساعتی" برای شمار ثانیه هایی که بی تو گذشت

و "سدر" را به یاد سدره المنتهی مصطفی  (ص) بر سجاده می ریختیم!

و "سیصد و سیزده سرباز" و "سلاحی" به نشان پایبندی بر سوگندی که با تو بسته ایم تا خونی که در رگهایمان است  نذر تو باشد که چه نیکو در عهد آموختیم بسراییم " شاهِراً‌ سَيْفي ،  مُجَرِّداً قَناتي، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدّاعي فِي الْحاضِرِ وَ الْبادي " و با شميشر آخته  ، و نيزه برهنه ،  پاسخ ‌گويان به نداى آن خواننده بزرگ در شهر و باديه ایم.
و سین ششم سجاده مان  را از خدا می خواهیم تا "سرمه" کشد چشمانمان را به وصال دیدارش... و شنوا سازد شنوایی مان را به نوای انا المهدی...

اَللّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ

و سین هفتم را نیز من بر این سجاده می نشانم " سلام علی آل یاسین".


به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجه ابن الحسن العسکری (عج) که صد البته نزدیک است.

علی اکبر رائفی پور

..الهی ببینمت ...


يا صاحب الزمان(عج)

قسمت نشد که گاه به گاهی ببینمت / به قدر ِ نیم نگاهی ببینمت

 تکلیفِ بیقراری این دل چه میشود؟!!! / اصلاً شما اگر که نخواهی ببینمت...

ای کاش یک سه شنبه شبی قسمتم شود/ در راهِ جمکران سر راهی ببینمت

یا که مُحَرَمی  شود و بین کوچه‌ ای/ در حالِ کار ِ نصبِ سیاهی ببینمت

آقا خدا نیاوَرَد آن روز را که من/ سرگرم میشوم به گناهی ببینمت

 با این دلِ سیاه و تباهم چه دلخوشم / بر این خیالِ کهنه يِ واهی: ببینمت!

دارم یقین که روز ِ وصالِ تو میرسد/ ذکر ِ لبم شده که الهی ببینمت ...

السلام علیک یا ابا صالح مهدی (عج)

در این زمانه هیچ کسی فکر یار نیست..!


http://www.askdin.com/gallery/images/3889/1_emamzaman2.jpg


بعد از گذشت این همه لیل و نهارها

تازه شدیم مثل همه بی قرارها

غفلت که همدم همه ی لحظه های ماست

کوتاه کرده دست مرا از نگارها

میل گناه در دل ما موج می زند

بیهوده نیست این همه دوری ز یارها

در این زمانه هیچ کسی فکر یار نیست!

یعنی گرفته آینه ها را غبارها

در راه وصل او قدمی برنداشتیم

جا مانده ایم گوشه ی تنگ حصارها

افعال خویش را همه توجیه می کنیم

با کثرت مشاغل و با این شعارها ...

این چه بساطی است که ما در می آوریم

بی حرمتی به او بُوَد این گونه کارها

دیدار یار لازمه اش پاکی است و بس

تقوا مداری است نشان عیارها

خواهیم اگر که او نظری هم به ما کند
باید شویم آینه ی مهزیارها

او را به حق پهلوی زهرا قسم دهیم

شاید نجاتمان دهد از گیر و دارها


"الـلــهـم عـجــل لـولـیــک الـفـــرج"

چه انتظارعجیبی..!


چه انتظارعجیبی! توبین منتظران هم عزیز من چه غریبی!

عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت*

چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت

چه بی خیال نشستیم چه کوششی چه وفایی؟

فقط نشسته وگفتیم خدا کند که بیایی.

دلنوشته امام زمان (عج) 3

بسم الله الرحمن الرحیم

کارنامه‌ام

پر از تقلب و گناه

خط خطی سیاه

هیچ وقت درسخوان نبوده‌ام ولی

در شب تولدت

مثل کاج

توی طاق نصرت محله کار کرده‌ام

شاخه‌های خشک داربست را

بهار کرده‌ام..


ادامه نوشته

مراعات حرم


مراعات حرم

بيا اي نفس با مهدي صفا کن
به عشق روي او ترک جفا کن
بيا اي نفس دست از کينه بردار
علايق هاي دنيا را رها کن
الا اي شيعه من خير تو جويم
سحرگه راز خود راباتو گويم
من مهدي که فرزند حسينم
براي حال تو در شور و شينم
تو آگاهي چه کردي يا چه خوردي؟
که نام عشق ما از ياد بردي؟

بقیه در ادامه مطلب..


ادامه نوشته

برای امام زمانت چه کرده ای؟

تو بین منتظران هم مولای من چه غریبی

عجیب تر که چه آسان ندیدنت شده عادت

چه بی خیال نشستیم،نه کوششی نه وفایی

فقط نشسته وگفتیم خدا کند که بیایی

شب جمعه است.امام(عجل الله تعالی فرجه)سخت امیدواراست تا در این هفته،دیگر مردمان نبودنش را حس کرده باشند و او را و ظهورش را آنقدر خالصانه خواسته باشند تا این جمعه،دیگر فرمان قیامش صادر شود.

دو کوچه بالاتر،بازارها شلوغ است.فامیل،شب جمعه دور هم جمع می شوند؛یکی از معاملاتش می گوید ودیگری از همسایه جدیدشان.جمعی هم که خود را بیش از همه به امام (عج)نزدیک می دانند،در مسجدی بزرگ،مجلل،دلباز و البته خلوت،مشغول زمزمه دعای کمیل هستند و عاجزانه پاس شدن چک ها یا واحدهای دانشگاهشان را از خدا و امامشان مسئلت دارند!

دم دم های صبح جمعه است.امام (عج)اصحابی را که گردش جمع آمده اند،می شمرد:یک ،دو،سه،چهار،پنج ... همین؟!اصحاب سرشان را پایین می اندازند و امام (عج)سر به آسمان بلند می کند.زیر لب چیزی زمزمه می کند و رو به اصحاب می گوید:بروید تا هفته بعد!!

انگار ظهر شده است.اگر اکنون امام (عج)قیام می کرد،همه اصحاب شهید می شدند و شاید خود امام(عج)هم هزاران زخم بر پیکر داشت و کسی روی سینه اش نشسته بود با خنجری برهنه در دست.

و شاید ما مثل کوفیان حق به جانب می گفتیم:خب اگر<<هل من ناصر>>ش را شنیده بودیم،شاید کمکش می کردیم!

عصر جمعه است.حتی آنهایی که همین الان در اوج خوشی هستند،آرام آرام دلتنگی همیشگی عصر جمعه را حس می کنند.

انگار هر هفته می توانی برای تعجیل در ظهور کار کنی و نمی کنی.با این وضع عدم آمادگی من وتو و جامعه،در صورت قیام امام(عج)،سرنوشت منتقم خون حسین(ع)نیز چیزی غیر از سرنوشت حسین (ع)نخواهد بود.

هر جمعه بدون ظهور،عاشورای مهدی(عج) است و تو برای اینکه علت دلتنگی ات را بیابی،باید عصر روزهای جمعه با چشم دل غروب دیگر کربلا را این بار برای امام زمانت مرور کنی.

و عجل فی فرج مولانا یا صاحب الزمان

منبع:کانون مهدویت + امتداد

چند وقته..

چندگاهیست وقتی می گویم :
اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن
باآمدن نام دلربایت دلم نمی لرزد

چندگاهیست وقتی میگم :
صلواتک علیه و علی آبائه
به یاد مصیبتهای اهل بیتت اشک ماتم نمیریزم



چندگاهیستوقتی میگم :
فی هذه الساعة
دگر به این نمی اندیشم که در این ساعت کجا منزل گرفته ای


چندگاهیست وقتی میگویم :
و فی کل الساعة
 دلم نمی سوزد که همه ساعاتم از آن تو نیست

 

 

چندگاهیست وقتی میگم :
ولیا و حافظا
احساس نمی کنم که سرپرستم، امامم کنار من ایستاده و قطره های

 اشکم را به نظارهنشسته است


چندگاهیست وقتی میگم :
و قائدا و ناصرا
به یاد پیروزی لشکرت، در میان گریه لبخند بر لبم نقش نمی زند


چندگاهیست وقتی میگم
و دلیلا و عینا
یقین ندارم که تو راهنما و نگهبان منی


چندگاهیست وقتی میگم :
حتی تسکنه أرضک طوعا
یقین ندارم که روز حکومت تو بر زمین،
من هم شاهد مدینه فاضله ات باشم


چندگاهیستوقتی میگم :
و تمتعه فیها طویلا
به حال آنانی که در زمان دراز حکومت
شیرین تو طعم عدالت را می چشند غبطه نمی خورم


اما چندگاهیست دعای فرج را چند بار میخوانم
تا هم با آمدن نامت
دلم بلرزد

هم
اشکم بریزد

هم در جست و جویت باشم،

هم سرپرستم باشی،

هم به حال مردمان عصر ظهور غبطه بخورم و

هم احساس کنم خدا در نزدیکی من است
***
دل نوشته: تا ظهور

به انتظار نشسته ایم..به انتظار باستیم..


تا خون نشود دل ها ، دلدار نمی آید

تا سر نرود غم ها ، غمخوار نمی آید

تا شیعه به خود  ناید ، دلدار کجا آید؟!

تا دل نشود عاشق ، آن یار نمی آید...

*************************************

شیعیان خواب بس است برخیزید

 حجر ارباب بس است برخیزید

 تا به کی دل به منان باید داد

 دل به دست دگران باید داد

یادمان رفته که عهدی هم هست

یادمان رفته که مهدی هم هست

یادمان رفته که او پشت در است

 یادمان رفته که او منتظر است؟


"بسم رب المهدی"

دلنوشته های امام زمان عجل الله 2



این جمعه هم از دیدن رویت خبری نیست

دیگر نفسم هم، نفسِ معتبری نیست

رد می شود این جمعه و تا لحظه آخر

از آمدن سبز تو اما اثری نیست

ای شاه کلیدِ همه قفلِ قفسها

مرغان قفس را تو نباشی که پری نیست …

اللهم عجل لولیک الفرج.

"سرباز گمنام"

***********************************

یابن الحسن!

روزی هزاربار دلت را شکسته ام

بی خود به انتظار وصالت نشسته ام

هربار این تویی که رسیدی و در زدی

هربار این منم که درخانه بسته ام.

هرجمعه قول می دهم آدم شوم ولی

هم عهد خویش هم دلتان راشکسته ام

الهم عجل لولیک الفرج

"عاشق مهدی"


ادامه نوشته

تویی همان که مرا مست دیدنت کردی..

غبار آمدنت را ز دور می بینم ..

ز شوق آمدنت تکسوار می خندم

تمام هفته به امید جمعه می گریم

تمام جمعه به امید یار می خندم

غروب می شود و باز هم نمی آیی

به اشک های خودم تعنه وار می خندم

- اگر بناست دمی بی تو بگذر عمرم ..

خودم به این همه شعر و شعار می خندم ..

منم همان که سروده است شعر بالا را !

منم همان که به حالی نزار می خندم ..

منم همان که نگاه تو شاعرش کرده

منم همان که به لیل و نهار می خندم

تویی همان که مرا مست دیدنت کردی

منم همان که همیشه خمار می خندم ..

همیشه جمعه پر از شعر می شود طبعم

همیشه جمعه پر از انتظار می خندم

به شوق دیدنت ای صبح روشن فردا

چه بی قرار بر این شام تار می خندم

نویسنده: h.peyambar-mesenger.blogfa(کلید بهشت)

سلام دوستان عزیز.میتونید دلنوشته های زیباتونو بفرستید تا تو وب قرار بدم..
یاعلی..

سروده بسیار زیبای استاد شهریار در رابطه با امام زمان عجل الله فرجه

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت

شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست

اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

زگرد راه برون آ که پیر دست به دیوار

به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت

بیا که جز تو سزوار این کلاه و کمر نیست

تویی که سود کمربند کهکشان به کلاهت

جمال چون تو به چشم و نگاه پاک توان دید

به روی چون منی الحق دریغ چشم و نگاهت

برو به کنج خراباتت ای ندیم گدایان

تو بختت آن نه که راهی بود به خلوت شاهت

در انتظار تو می میرم و در این دم آخر

دلم خوش است که دیدم به خواب گاه به گاهت

اگر به باغ تو گل بر دمید و من به دل خاک

اجازتی که سری بر کنم به جای گیاهت

تنور سینه ما را ای آسمان به حذر باش

که روی ماه سیه می کند به دوده آهت

کنون که می دمد از مغرب آفتاب نیابت

چه کوههای سلاطین که می شود پر کاهت

تویی که پشت و پناه جهادیان خدایی

که سرجهاد تویی و خداست پشت و پناهت

خدا وبال جوانی نهد به گردن پیری

تو شهریار خمیدی به زیر بار گناهت

شهادت مظلومانه مادر سادات حضرت فاطمه زهرا(س) و ایام فاطمیه تسلیت باد

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود ،

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ،

ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه ،

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود .

 .

.

الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا

غروب غربت مادر سفر بس است بیا

بیا که چشم به راهت نشسته خاک بقیع

به جان فاطمه دیگر سفر بس است بیا

...

تعجیل در فرجش صلوات

این عید ها برای من آقا نمی شود

بسم رب المهدی

 السلام عليک يا ربيع الأنام و نضره الأيام

سلام بر تو اي بهار خلايق و خرمي روزگار!


مولایم ما را ببخش که یک عمر چه کودکانه نشستیم و انتظار کشیدیم تا صدای شلیک یک توپ ، نوید آمدن بهار را سردهد.

ای صد افسوس که تو بهار بودی ومن بی تو هر فروردینم دی  بود و نمی دانستم.

امام صادق (ع) آل محمد(ص) فرموند: که  نوروز و  اول بهار روزی است که ما توقع فرج حضرت مهدی (عج) را داریم چراکه این روز از روزهای ما و شیعیان ماست.

 

بقیه در ادامه مطلب..


ادامه نوشته

دنیای ما بی تو یه زندونه..

هوالقادر

خیلی دلم گرفته ازین زمونه..ازین دنیای بیرحمی که ما رو درگیر خودش کرده طوری که بعضی اوقات خدا اطرافیان حتی خودمونو فراموش میکنیم!!! اونقدر که خدا میگه:

" (الا ای هوشیاران) بدانید که زندگانی دنیا بحقیقت بازیچه ایست بچگانه و لهو وعیاشی و آرایش (زنانه) و تفاخر و خودستایی با یکدیگر و حرص افزودن مال و فرزندان..این حقیقت کاردنیاست!!!.." (حدید 20)

بله زندگی هزار پیچ و خم داره..حتما میگید توام دلت خوشه ها!! ولی حرف منم دقیقا حرف شماست..من میگم ما راهو گم کردیم.میدونیم مشکل داریم ولی کلید حل مشکلو گم کردیم!

اگه بدونیم که خدا اون کلیدو نگه داشته تا خودمون پیداش کنیم همه چی حل میشه..

 باید بدونیم اون کلید امام زمانه و با اومدنش همه مشکلاتمون حل میشه..

http://s2.picofile.com/file/7159146448/02407607840522005025.jpg 

اونقدم نگیم آقا بیا دیگه!!!  بابا بفهمیم که ما تو غیبتیم..

بیایم قبل از اینکه خیلی دیر بشه ظهور کنیم..!!

الهم عجل لویک الفرج



از کوفه ولی مقیم ایران هستیم..

 


از دوری تو غمگین ونالان هستیم  ***  وز کرده خود کمی پشیمان هستیم

 

اصلیت مارا تو اگر می پرسی  ***  از کوفه ولی مقیم ایران هستیم

 

از جور زمانه ما شکایت داریم  ***  اندازه ی کوه و صخره حاجت داریم

 

ما مشکلمان گرانی و بیکاریست  ***  آقا به نبودنت که عادت داریم

 

هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم  ***  این هفته فقط نیا که مهمان داریم

 

صد موعظه کن ولی ز یتیم نگو  ***  از خمس و زکات وضرب وتقسیم نگو

 

آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط  ***  از آنچه که ما دوست نداریم نگو...

 

شعری تکان دهنده درباره امام زمان حضرت مهدیتمام راه ظهور تو با گنه بستم

 
تمام راه ظهور تو با گنه بستم**دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

 
كسي به فكر شما نيست راست مي گوي**دعا براي تو بازيست راست مي گويم
اگرچه شهر براي شما چراغان است **براي كشتن تو نيزه هم فراوان است
من از سرودن شعر ظهور مي ترسم**دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم

من از سياهي شب هاي تار مي گويم**من از خزان شدن اين بهار مي گويم

درون سينه ما عشق يخ زده آقا**  تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

یا مهدی ادرکنی..

دلا تا باغ سنگی، در تو فروردین نخواهد شد

 

  به روز مرگ، شعرت، سوره ی یاسین نخواهد شد

 

 فریبت می دهند این فصل ها، تقویم ها، گل ها


 از اسفند شما پیداست، فروردین نخواهد شد

مگر در جستجوی ربّنای تازه ای باشیم


وگر نه صد دعا زین دست، یک نفرین نخواهد شد

 مترسانیدمان از مرگ، ما پیغمبر مرگیم


خدا با ما که دلتنگیم، سر سنگین نخواهد شد

 

به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله ور در باد

  بگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد

فریب ما نخور آقا، دروغ می گوییم

به جان حضرت زهرا (س) دروغ می گوییم

چه ناله ای؟ چه فراقی؟ چه درد هجرانی؟

نیا نیا گل طاها دروغ می گوییم

تمام چشم به راهی و انتظار و فراق

و ندبه های فرج را دروغ می گوییم

دلی که مأمن دنیاست جای مولا نیست

اسیر شهوت دنیا، دروغ می گوییم

زبان، سخن ز تو گوید ولی برای مقام

به پیش چشم خدا دروغ می گوییم

کدام ناله غربت؟کدام درد فراق؟

قسم به ام ابیها (س) دروغ می گوییم

خلاصه ای گل نرگس کسی به فکر تو نیست

و ما به وسعت دریا دروغ می گوییم

مرا ببخش عزیزم که باز می گویم

نیا نیا گل طاها دروغ می گوییم

دلنوشته ای برای امام زمان..

 

 

مولای من، ای سبزترین بهار هستی...!

بیا که دل آسمانیم سخت تنگ آمدن توست. بیا که آسمانیان غریب مانده اند.

بیا که بی تو زمین تنگ است و آسمان دلتنگ...!

ای کشتی نجات اگر تو نیایی آسمان دلمان گرفته خواهد بود و داغ عصرهای آدینه هر هفته

بر دلهایمان سنگینی خواهد گرد.

ای مهربان من اگر تو نیایی حیات بوی ماندن نخواهد داشت و زنده بودن بوی زندگی نخواهد داد.

ای مهربان ترین منجی موعود...! چاره مان فقط به دست توانای توست.

مولای من...! عاشقانه تو را دوست می دارم...! بیا که در انتظارت در هر لحظه شعر انتظار را

می سرایم :

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

 

-->آخرين ويرايش به وسيله sogand86 : 10-20-2008 در 04:30 PM