مراعات حرم
مراعات حرم
بيا اي نفس با مهدي صفا کن
به عشق روي او ترک جفا کن
بيا اي نفس دست از کينه بردار
علايق هاي دنيا رارها کن
الا اي شيعه من خير تو جويم
سحرگه راز خود راباتو گويم
من مهدي که فرزند حسينم
براي حال تو در شور و شينم
تو آگاهي چه کردي يا چه خوردي؟
که نام عشق ما از ياد بردي؟
چرا اينگونه در عصيان ذليلي؟
مگر برجرم خود داري دليلي؟
نکردي تو مراعات حرم را؟
چه مي گويي جواب مادرم را؟
مکن کاري ز خود دورت نمايم
عوض شو تا که من پيش ات بيايم
تو که سرمايه اميد مايي
تو باقي مانده کرب وبلايي
ولي رفتار تو تغيير کرده
گنه بر حال تو تاثير کرده
نکن رزق دلم را غصه و درد
دوباره توبه کن برگرد, برگرد
بيا تا از دلم آگاه گردي
توباسوز دلم همراه گردي
توکه هم سفره اهل بهشتي
چه شد سوي خدايت برنگشتي
تو جا داري هنوز اندر دل من
تو رامن دوست دارم, سائل من
بيا بر روي ماه من نگه کن
به خاطر خواهي ام , ترک گنه کن
به حق احمد و زهرا وحيدر
نرو از خانه ي ما جاي ديگر
دلنوشته: دغدغه های دینی من
هوالحق