مفهوم واقعي انتظار در عصر حاضر درباره برکات اين ميلاد معظم و حقايقي که در باب وجود اقدس ولي عصر(ارواحنا اتراب مقدمه الفداء) هست، زبان قادر نيست سخن تازه اي بگويد. درک مراتب معنوي و حقايق الهي در باب اين قطب اعظم عالم امکان و خليفه خدا و مظهر صفات و اسماي الهي، در حد زبان و بيان و قلب و فهم نيست. ما همين قدر مي دانيم که وجود مقدس امام زمان(عج)، مصداق وعده الهي است و همين قدر مي دانيم که اين بازمانده خاندان وحي و رسالت، علم سرافراز خدا در زمين است."السلام عليک ايها العلم المنصوب والعلم المصبوب والغوث والرحمة الواسعة وعدا غير مکذوب". او وعده الهي و مصداق لطف خدا بر انسانيت و بشريت است. او مستوره و نمونه اي از اوليا و اصفيا و انبيا و برجسته ترين بندگان خداست. او نمايشگر مبلغ فضل الهي بر بني آدم است. اينها چيزي است که خود آنان بيان فرمودند. اگر ما بتوانيم در حد فهم قاصر و ناقص خودمان، رشحاتي از اين گفته ها را درک کنيم و بفهميم، خيلي برد کرده ايم. معاني گوناگون انتظار در روايات ما وارد شده است که افضل اعمال امت، انتظار فرج است، مگر انتظار چيست؟ انتظار ظهور حضرت ولي الله الاعظم(ارواحنا فداه) مگر چه مضمون و چه معنايي در بطن خود دارد که اين قدر داراي فضيلت است؟ معناي صحيح انتظار، داراي ابعادي است که توجه به اين ابعاد، براي کسي که مي داند در فرهنگ اسلام و شيعه، چقدر به انتظار اهميت داده شده، بسيار جالب است. يک بعد اين است که انتظار به معناي قانع نشدن به وضع موجود است." انتظار داريم"، يعني هر چه خير و عمل خوب انجام داديم و به وجود آمده، کم و غير کافي است و منتظريم تا ظرفيت نيکي عالم پر بشود، يک بعد ديگر از ابعاد انتظار، دلگرمي مومنين نسبت به آينده است. انتظار مومن، يعني اين که تفکر الهي به اين انديشه روشني که وحي به مردم عرضه کرده است يک روز سراسر زندگي بشر را فرا خواهد گرفت. يک بعد انتظار اين است که منتظر، با شوق و اميد حرکت بکند. ملت ما بايد روح انتظار را در خود زنده کند ما ملتي منتظر هستيم، ملتي که به اميد پيشرفت و موفقيت، اقدام و تلاش و انقلاب کرد و موفق شد. ما امروز براي انتظار، بايد باب بخصوصي در زندگي باز کنيم. حقيقتا ملت ما بايد روح انتظار را به تمام معنا در خود زنده کند."ما منتظريم"، يعني اين اميد را داريم که با تلاش و مجاهدت و پيگيري، اين دنيايي که بوسيله دشمنان خدا و شياطين، از ظلمات جور و طغيان و ضعيف کشي و نکبت حاکميت ستمگران و زورگويان پر شده است، در سايه تلاش و فعاليت بي وقفه ما، يک روز به جهاني تبديل خواهد شد که در آن، انسانيت و ارزشهاي انساني محترم است و ستمگر و زورگو و ظالم و قلدر و متجاوز به حقوق انسانها، فرصت و جايي براي اقدام و انجام خواسته و هوا و هوس خود، پيدا نخواهد کرد. اين روشنايي، در ديدگاه ما نسبت به آينده وجود دارد. ما ملت ايران بايد به اين معناي انتظار، بيش از گذشته تکيه کنيم، چون دنياي بشري، به انتظاري که ما داريم، محتاج است. اين اميدي که در دل ملت ايران وجود داشت ودر سايه آن توانست اين کارهاي بزرگ را انجام بدهد، ملتهاي ضعيف و مظلوم دنيا، امروز به اين اميد احتياج دارند، آنها بايد اين اميد را پيدا کنند، اگر پيدا کردند و نور اميد در دل ملتها تابيد، کارهاي دنيا اصلاح خواهد شد و مشکل ملتهاي مظلوم، اگر نگوييم به صورت کامل، به صورت منتهايي- ولو در طول چند سال - حل خواهد شد. اما اگر اين اميد، در دلها نتابد و همان طوري که شيطانها خواستند مردم مايوس باشند، ملتها مايوس بمانند، روز به روز وضع بدتر خواهد شد. رابطه بين شيعيان و حضرت مهدي(عج) يک رابطه دائمي و قلبي است ارتباط قلبي يکايک مردم مومن با مقام ولايت عظمي و ولي الله اعظم، يکي از برکاتي است که از مشخص بودن مهدي موعود(عج) در عقيده مردم ما ناشي مي شود. ما علاوه بر اعتقاد به اصل وجود مهدي و اين که کسي خواهد آمد و دنيا را از عدل و داد پر خواهد کرد، شخص مهدي را هم مي شناسيم و نام و کنيه و پدر و مادر و تاريخ ولادت و کيفيات غيبت و اصحاب نزديک و حتي بعضي از کيفيات هنگام ظهور او را نيز مي دانيم. اگر چه آن شخصيت درخشان و خورشيد تابان را در بيرون و محيط زندگي خود نمي بينيم و او را تطبيق نمي کنيم، اما معرفت به حال او داريم. رابطه بين شيعياني که اين اعتقاد را دارند، با مقام ولايت و مهدي موعود، يک رابطه دائمي است و چقدر خوب و بلکه لازم است که يکايک ما، قلبا هم اين را با توجه و توسل و حرف زدن با آن حضرت حفظ کنيم. طبق همين زياراتي که وارد شده و بعضا ماثور است و به احتمال زياد به خود معصوم(ع) يک امر مستحسن، بلکه لازم و داراي آثاري است، زيرا اميد و انتظار را به طور دائم در دل انسان زنده نگه مي دارد. اعتقاد و اميدواري به آينده، يکي از ابعاد انتظار انتظار، يکي از پربرکت ترين حالات انسان است، آن هم در انتظار دنيايي روشن از نور، عدل و داد." يملا الله به الارض قسطا و عدلا". خداي متعال به دست او، سرزمين بشري و همه روي زمين را از عدالت و دادگستري پر خواهد کرد. انتظار چنين روزي را بايد داشت. نبايد اجازه داد که تصرف شيطان و ظلم و عدوان طواغيت عالم، شعله اميد را در دل خاموش کند. بايد انتظار کشيد. انتظار چيز عجيبي است و داراي ابعاد گوناگون مي باشد. يکي از ابعاد انتظار، اعتماد و اميدواري به آينده و مايوس نبودن است. همين روح انتظار است که به انسان تعليم مي دهد تا در راه خير و صلاح مبارزه کند. تا انتظار و اميد نباشد، مبارزه معني ندارد. انتظار واقعي، با اطمينان و انتظار ملازم است. کسي که شما مي دانيد خواهد آمد، انتظارش را مي کشيد و انتظار کسي که به آمدنش اعتماد و اطمينان نداريد، انتظار حقيقي نيست. اعتماد لازمه انتظار است و اين هر دو، ملازم با اميد است و امروز اين اميد، امري لازم براي همه ملتها و مردم دنيا مي باشد. منابع: •1- منجي موعود در کتب آسماني، نوشته: اکرم خدايي اصفهاني •2- جوهره مهدويت، نوشته دکتر علي موحديان •3- نقش انديشه مهدويت در منزلت شيعه، نوشته اسماعيل حاجيان